بهانه نفس کشیدن ما

مادرانه ها

و خدا را عاشقانه شکر گفت ...

 

و آن گاه...

و آن گاه خورشید وماه و زمین بر وجود عظمایی اش سر تعظیم فرود آوردند و خدا بهشت را بر زیر پاهایش قرار داد.و زمانی که برای اولین بار صدای گریه کودکش را شنید از شوق خدا را عاشقانه شکر گفت .و کودک با شنیدن صدای قلبش آرام گشت............................

یادم می‌آید روزی مادرم می‌گفت: «قبل از اینکه تو را داشته باشم، هیچ کودکی توجهم را جلب نمی‌کرد. به دنیا آمدن تو مرا نگران همه کودکانی کرد که به انتظار رد شدن از عرض خیابان بودند. از آن زمان، از همه راننده‌ها خواهش می‌کردم مراقب بچه مدرسه‌ای‌ها باشند چون تو را داشتم، تو مرا مادر همه بچه‌های عالم کردی.» ....................

   + سمیرامیس ; ۳:۳٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸
comment نظرات ()